سيد علي اكبر قرشي
824
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
جريانها پيش آيد كسى را پيدا نخواهيد كرده سئوال كنندگان لال و سؤال شدگان ضعيف خواهند بود : « و لو قد فقد تمونى و نزلت بكم كرائه الامور . . . لاطرق كثير من السائلين و فشل كثير من المسئولين » خ 93 137 ، همهء اينها در « علم » گذشت . تفقّد بارها در « نهج » آمده است به مالك مى نويسد : « و تفّقد امر الخراج - تفّقد اعمالهم - تفّقد امورهم » از وضع ماليات و اعمال مردم و كارهاى آنها بازجوئى كن و بپرس و زير نظر بگير . افتقاد : طلب شى ء است در وقت غائب بودن آن ، مانند تفّقد . دربارهء بعضى از مؤمنان فرموده : « ان شهد لم يعرف و ان غاب لم يفتقد » خ 103 149 ، اگر حاضر باشد شناخته نمى شود اگر غائب باشد از او سئوال نمى شود كه كجاست و نيز فرموده : « فقد الاحبّة غربة » حكمت 65 فقر : حاجت . فقير : حاجتمند . احتياج را از آن فقر گويند كه آن به منزلهء شكسته شدن فقار ظهر ( ستون فقرات ) است در تعّذر رسيدن به مراد ( مجمع البيان ) موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است چنان كه فرموده : « الفقر الموت الاكبر » حكمت 163 ، فقر و تنگدستى بزرگترين مرگ است ( نعوذ بالله من الفقر و الدين ) و نيز فرمايد : « لا غنى كالعقل و لا فقر كالجهل » حكمت 54 و نيز فرموده : « من احبنّا فليستعدّ للفقر جلبابا » حكمت 112 معنى آن در « جلب » گذشت ، خطاب به محمد بن حنفيه فرموده است : « يا بنّى انى اخاف عليك الفقر فاستعذ بالله منه فانّ الفقر منقصة للدّين مدهشة للعقل داعية للمقت » حكمت 319 پسر عزيزم بر تو از فقر مى ترسم ، از فقر به خدا پناه ببر ، كه فقر سبب نقصان در دين است ( كه باعث مىشود انسان به گناه و خيانت افتد ) خرد را متحير مىكند ، و سبب دشمن داشتن اشخاص است در يك موقع به مردم فرمود : « فهل تبصر الّا فقيرا يكابد فقرا او غنيّا بدّل نعمة الله كفرا » خ 129 187 ، آيا مى بينى جز فقيريكه با فقر دست به گريبان است و مشقت آن را تحمل مىكند و يا دولتمندى كه نعمت خدا را كفران مىكند . فقره به فتح و كسر اوّل ستون فقرات است كه فرموده : « و اجتنبوا كلّ امر كسر فقرتهم و اوهن منتهم . . . » خ 192 296 ، به پرهيزيد از هر آنچه ستون فقرات گذشتگان